السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

214

تفسير الميزان ( فارسي )

( غذايى است كه جو را با روغن آغشته نموده و سپس مىپزند ) همين كه آن را پختند و پيش روى خود نهادند تا تناول كنند ، مسكينى آمد و گفت خدا رحمتتان كند مسكينى هستم ، على ( ع ) برخاست و يك سوم آن طعام را به سائل داد . چيزى نگذشت كه يتيمى آمد و گفت : خدا رحمتتان كند ، باز على برخاست و يك سوم ديگر را به يتيم داد . پس از لحظه اى اسيرى آمد و گفت خدا رحمتتان كند باز على ( ع ) ثلث آخر را هم به او داد ، و آن شب حتى طعم آن غذا را نچشيدند ، و خداى تعالى اين آيات را در شان ايشان نازل كرد ، و اين آيات در مورد هر مؤمنى كه در راه خدا چنين كند جارى است « 1 » . مؤلف : اين قصه كه در روايت آمده خلاصه اى از داستان است ، و روايت را بحرانى هم در غاية المرام « 2 » از كتاب اختصاص مفيد ، و ابن بابويه در امالى « 3 » به سند خود از مجاهد از ابن عباس ، و نيز به سند خود از خالد از جعفر بن محمد از پدرش ( ع ) ، و باز به سند خود از محمد بن عباس بن ماهيار ، و او در تفسيرش به سند خود از ابى كثير زبيرى از عبد اللَّه بن عباس روايت كرده‌اند ، و در مناقب آمده كه اين حديث از اصبغ بن نباته روايت شده « 4 » . و در احتجاج از على ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى كه حكايت گفتار آن جناب با مسلمانان بعد از مرگ عمر بن خطاب است فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا در ميان شما غير از من كسى هست كه در باره او و فرزندانش اين آيه نازل شده باشد : * ( « إِنَّ الأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً » ) * . تا آخر سوره ؟ گفتند : نه « 5 » . و در كتاب خصال در احتجاج على بر عليه ابو بكر آمده كه فرمود : تو را به خدا سوگند مىدهم آيا صاحب آيه * ( « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّه مُسْتَطِيراً » ) * منم يا تويى ؟ گفت : بلكه تويى « 6 » . و در الدر المنثور است كه طبرانى و ابن مردويه و ابن عساكر از پسر عمر روايت كرده‌اند كه گفت : از حبشه مردى نزد رسول اللَّه ( ص ) آمد و عرضه داشت : آيا اجازه هست سؤالى بكنم ؟ فرمود : بپرس ، اما به منظور فهميدن بپرس . عرضه داشت

--> ( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 398 . ( 2 ) غاية المرام ، ص 371 ، باب 72 ، ط تهران . ( 3 ) امالى ، ص 212 ، مجلس 44 ، ط بيروت ( 4 ) مناقب ، ص 272 . ( 5 ) احتجاج ، ج 1 ، ص 202 . ( 6 ) خصال صدوق ، ج 2 ، ص 550 ، ح 30 .